تبليغاتX
آواز باران
 

آواز باران

 

 
+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط میرمحمدی | 


«ابن ماجه » قضيه را چنن نقل مي كند: مسلمانان در تعيين محل قبر پيامبر اختلاف نظر پيدا كردند: گروهي گفتند: در مسجدش دفن شود، گروهي گفتند: با اصحابش دفن شود. ابوبكر گفت: از پيامبر شنيدم مي فرمود: «هر پيامبري، هر جا كه از دنيا رفت، در همان جا دفن مي شود» از اين رو بستر پيامبر را كه در آن درگذشته بود، بلند كردند و در محل آن قبر كندند و نيمه شب چهارشنبه به خاك سپردند. «مالك » روايت مي كند كه پيامبر اسلام(ص) روز دوشنبه از دنيا رفت و روز سه شنبه به خاك سپرده شد و مردم، بدون جماعت و تك تك بر جنازه او نماز خواندند [آنگاه] گروهي گفتند: نزد منبر دفن شود. ديگران گفتند: در بقيع دفن شود، ابوبكر آمد و گفت: از پيامبر شنيدم مي فرمود: «هر پيامبري در همان محلي كه در آنجا فوت كرده، دفن مي شود» پس در همان جا براي حضرت قبر كندند.
«احمد زيني دحلان » پس از نقل سخنان ابوبكر، اضافه مي كند: علي گفت: من نيز اين سخن را از پيامبر شنيدم.

«علي بن برهان الدين حلبي » در اين باره چنين مي نويسد: اصحاب پيامبر در تعيين محلي كه پيامبر در آنجا دفن شود، اختلاف پيدا كردند: برخي گفتند: بايد حمل شود و در كنار قبر ابراهيم خليل دفن گردد. ابوبكر گفت: او در همان محلي كه در آن درگذشته است دفن كنيد زيرا خداوند روح او را در محل پاك قبض كرده است.

در روايتي آمده است: ابوبكر گفت: من در اين باره حديثي از پيامبر شنيدم كه مي فرمود: «هر پيامبري هر جا كه از دنيا رفت، در همانجا دفن مي شود.» در برخي روايات سخن ابوبكر با اين لفظ نقل شده است: «خداوند روح هيچ پيامبر را قبض نمي كند مگر در همان محلي كه بايد در آنجا دفن شود.»

نيز از ابوبكر نقل شده است كه: از پيامبر شنيدم مي فرمود: «هر پيامبري در جايي كه در نظر او از همه جا محبوبتر است از دنيا مي رود.» در حديث آمده است «هر پيامبري كه درگدشته، در همانجا كه از دنيا رفته به خاك سپرده شده است » پس بستر پيامبر را كنار زدند و بدن او را در همان محلي كه در آنجا به لقاي خدا شتافته بود، به خاك سپرده شد.

اين معنا در كتب و احاديث شيعه نيز آمده است: مرحوم شيخ طوسي روايت مي كند: هنگامي كه پيامبر(ص) درگذشت، خاندانش و كساني كه از اصحاب او حاضر بودند، در تعيين محلي كه سزاوار است پيامبر(ص) در آن دفن گردد، اختلاف كردند: بعضي گفتند: در بقيع دفن شود، بعضي ديگر گفتند: در صحن مسجد دفن شود.

اميرالمؤمنين(ع) فرمود: خداوند، پيامبر را در پاكترين نقاط قبض روح كرده است، پس سزاوار است در همان بقعه اي كه در آن درگذشته است، دفن شود. اين سخن را پذيرفتند و در نتيجه، جسد پيامبر در حجره اش به خاك سپرده شد.

فضل بن حسن طبرسي نيز مي نويسد: مسلمانان در باره محل دفن پيكر پيامبر به بحث و گفتگو پرداختند، در اين هنگام علي(ع) گفت: «خداوند هر مكاني را كه پيامبر را در آن قبض روح كرده است، همانجا را براي دفن او برگزيده است، من او را در حجره اش كه در آن درگذشته است، دفن مي كنم » مسلمانان اين پيشنهاد را پذيرفتند. همه اين اسناد و شواهد گواهي مي دهد كه در انتخاب محل دفن پيامبر، سخن از مسجد قرار گرفتن قبر او در ميان نبوده و خود حضرت چيزي در اين باره نفرموده است.

ماهنامه کوثر - پايگاه يا مهدي
http://www.monadi.com/detailnews.asp?id=3091

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط میرمحمدی | 

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط میرمحمدی | 


كيفيت تشنگى در كربلا، چگونه بوده است؟
از گزارش‏هاى معتبر تاريخى، چنين به دست مى‏آيد كه سه روز قبل از شهادت امام حسين عليه‏السلام (در روز هفتم محرّم)، دستورى از عبيدالله بن زياد از اين قرار به عمر بن سعد ابلاغ شد: «بين حسين و آب، فاصله انداز و مگذار كه قطره‏اى از آن بنوشند». او اين عمل را نوعى انتقام در مقابل بستن آب بر عثمان تلقى كرد!(1)
ابن سعد به مجرد دريافت اين دستور، عمرو بن حجاج را با پانصد سوار، مأمور مراقبت از رودخانه فرات، به منظور جلوگيرى از دسترسى امام عليه‏السلام و يارانش به آب كرد. در اين سه روز، امام عليه‏السلام و يارانش از راه‏هاى مختلف، سعى در دسترسى به آب داشتند؛ زيرا تحمل تشنگى در آن بيابان سوزان - به ويژه براى زنان و كودكان - بسيار طاقت‏فرسا بود.
در برخى از گزارش‏ها چنين آمده است: امام حسين عليه‏السلام در محدوده اردوگاه خود اقدام به حفر چاه‏هايى كرده بود؛ اما وقتى گزارش آن به ابن زياد رسيد، او دستور شدت عمل بيشتر و ممانعت از حفر چاه را به ابن سعد ابلاغ كرد.(2)
همچنين گزارشى از حمله شبانه حضرت عباس عليه‏السلام به همراه سى سوار و بيست پياده به پرچمدارى نافع بن هلال، به فرات، در منابع معتبر نقل شده است. آنان پس از درگيرى با گروه عمرو بن حجاج، موفق به پر كردن بيست مشك آب شدند.(3)
برخى از گزارش‏ها حكايت از ريختن آب از سوى امام عليه‏السلام بر چهره خواهرش زينب سلام‏اللَّه عليها در روز عاشورا دارد؛ زيرا وقتى او اشعار آن حضرت مبنى بر نزديك بودن شهادتش را شنيد، از حال رفت.(4) اين گزارش، دلالت بر وجود آب در شب عاشورا مى‏كند.
علامه مجلسى در بحارالانوار، مسئله عدم وجود آب را در صبح روز عاشورا - حتى براى آشاميدن - با صراحت بيشترى مطرح مى‏كند. در اين گزارش، چنين آمده است:
«سپس امام عليه‏السلام به اصحاب خود فرمود: برخيزيد و آب بنوشيد كه آخرين آذوقه شما از دنياست و وضو بگيريد و غسل كنيد و لباس‏هاى خود را با آن بشوييد تا كفن‏هاى شما باشد. آن‏گاه، امام عليه‏السلام نماز صبح را با آنان به جماعت خواند».(5)
از گزارش‏هاى مربوط به روز عاشورا چنين استفاده مى‏شود كه پس از تمام شدن اين ذخيره آبى، ديگر دسترسى به آب ميسر نشد و امام عليه‏السلام، ياران و خاندانش، در آن گرماى طاقت‏فرساى كربلا، تا هنگام شهادت، علاوه بر مبارزه سنگين با دشمن، با تشنگى شديد نيز دست به گريبان بودند.
علامه مجلسى در ادامه گزارش خود سخن از ريشخند يكى از لشكريان عمر بن سعد به نام تميم بن حصين خزارى به ميان آورده كه مى‏گويد:
«اى حسين و اى ياران حسين! آيا به آب فرات نمى‏نگريد كه چگونه همانند شكم مار مى‏درخشد؟ به خداوند سوگند! از آن قطره‏اى نخواهيد آشاميد تا آن كه مرگ را دريابيد».(6)
حر نيز در روز عاشورا و در هنگام نصيحت به كوفيان، آنان را به جهت ممانعت از دسترسى امام عليه‏السلام و يارانش به آب فرات، توبيخ كرد.(7)
همچنين گزارش تلاش امام عليه‏السلام براى به دست آوردن آب و ممانعت شمر از آن و ريشخند او به آن حضرت و نفرين امام عليه‏السلام بر او، در برخى از منابع آمده است.(8)
علامه مجلسى نقل مى‏كند كه حضرت عباس عليه السلام از طرف امام عليه‏السلام مأمور شد تا براى اطفال و كودكان حرم آب بياورد و همان‏گونه كه مشهور است، حضرت عباس عليه‏السلام موفق به آوردن آب نشد و در راه بازگشت، به شهادت رسيد.(8)
از سوى ديگر، از مطالعه فراز و نشيب‏هاى حماسه كربلا، به روشنى آشكار مى‏شود كه امام حسين عليه‏السلام در جريان نهضت عاشورا، همواره «نگاهى به آسمان» داشته؛ بدون اين كه از «نگاه زمينى» غافل باشد؛ به طورى كه «عقلانيت و تدبير»، در رفتارها و تصميم‏گيرى‏هاى امام حسين عليه‏السلام به روشنى قابل مشاهده است.
نمونه اين كار هنرمندانه امام حسين عليه‏السلام، جريان آب و عطش روز عاشوراست. امام حسين عليه‏السلام، گروه‏هايى را براى پر كردن مشك‏هاى آب مى‏فرستاد و حتى براى پيش‏بينى‏هاى لازم در موقعيت بحران، اقدام به حفر چاه كرد. او و ياران و خاندانش، از آب به دست آمده، براى نوشيدن، وضو و غسل استفاده مى‏كردند. علت اين كه از آب براى وضو و غسل استفاده مى‏كردند، اين بود كه از نظر شرعى، با وجود آب، تيمم جايز نيست و اين گونه كه شواهد تاريخى نشان مى‏دهد، فراهم كردن آب، مشكل بود؛ ولى محال نبود؛ به طورى كه حتى در روز عاشورا و در گرماگرم جنگ، باز هم حضرت عباس عليه‏السلام آماده مى‏شود تا يك بار ديگر آب بياورد.
گوياترين تحليل در اين واقعه، اين است كه سه نگاه «آسمانى، زمينى و تاريخى»، با هم گره مى‏خورند. از نگاه آسمانى، اوج ايثار، رضا و تسليم به درگاه پروردگار و اطاعت از امام معصوم، تحقق يافت. از نظر زمينى، اوج عطوفت و مهربانى در ميان اولياى الهى و كودكان خاندان امام، نشان داده شد و از نظر تاريخى نيز يكى از شديدترين صحنه‏هاى قساوت دشمنان به نمايش گذاشته شد؛ به طورى كه حتى از رسيدن آب به كودكان نيز جلوگيرى كردند.

1. بلاذرى، انساب الاشراف، ج 3، ص 180.
2. ابن اعثم كوفى، الفتوح، ج 5، ص 91.
3. وقعة الطّف، ص 152.
4. تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 244.
5. بحارالانوار، ج 44، ص 317.
6. همان.
7. انساب الاشراف، ج 3، ص 189.
8. ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص 86.
9. بحارالانوار، ج 45، ص 41 و 42.

صالح قنادی

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط میرمحمدی | 


ابتدا بايد به اين نكته توجه كرد كه در جهان هستى، بسيارى مطالب از اسرار است و انسان‏ها از آنها بى‏خبرند. برخى نيز تنها به ظواهر پديده‏ها توجه دارند و هيچ‏گاه نمى‏انديشند كه در وراى امر ظاهرى، امرى مهم‏تر و عظيم‏تر نهفته است. گريه نيز از جمله همين امور است. بسيارى خيال مى‏كنند كه گريه صرفاً امرى است كه نشان‏دهنده تألم و عواطف آدمى است و برخى نيز كودكانه، گريه را به باد استهزا گرفته، آن را نشانه‏اى از ارتجاع تلقى مى‏كنند. عده‏اى ديگر، منتقدانه مى‏گويند: گريه جز خمودى، چيز ديگرى به ارمغان نمى‏آورد و حال آن كه دنياى امروز، دنياى تحرك و نشاط است و انسان جديد، طالب شادى است؛ نه تشنه آب چشم.
اميدواريم با توضيحى مختصر از ابعاد گوناگون اين پديده، ديدگاه تشيع در خصوص حقيقت و جايگاه گريه مشخص شود.

انواع گريه‏
گريه انواع و اقسامى دارد كه مهم‏ترين آنها با شرحى مختصر چنين است:
1. گريه ترس و هراس؛ اين نوع گريه غالباً در اطفال وجود دارد و كودك، با اين وسيله، ترس خويش را نمايان مى‏كند.
2. گريه جلب ترحم؛ اين گريه بر دو قسم است؛ «طبيعى» كه بسيار مؤثر و برانگيزاننده است؛ مانند گريه كودكى كه پدر و مادر خويش را از دست داده است و «تصنعى» كه شخص در ظاهر به ديگران مى‏خواهد بباوراند كه ناراحت و اندوهگين است.
3. گريه غم و اندوه؛ اين گريه، انعكاس ظلمتى است كه فضاى درون را فرا گرفته است. جنبه مثبت اين نوع گريه، تنها تخليه درون است و به همين جهت است كه پس از آن، آدمى كمى احساس آرامش مى‏كند.
4. گريه شوق و شادى؛ اين نوع گريه، ناشى از رقت قلبى است كه غالباً پس از دوره‏اى از يأس و نااميدى، درباره موضوعى نمودار مى‏گردد.
5. گريه تقوا و رشد روحانى؛ اين نوع گريه، مخصوص انسان‏هاى الهى است و بيان سوز درون و ابراز عجز و پشيمانى، پريشانى، توبه و عشق به معبود است. اين گريه، موجب پالايش روح و زمينه‏ساز قرب به خداوند است. گريه تقوا و پرهيزگارى، همان اشكى است كه اگر از سوز دل، بر گونه‏ها جارى گردد، توجه حضرت حق را به بنده خود جلب كرده، بستر رحم و فضل او را فراهم مى‏سازد.

گريه ارزشى‏
هر چند در خصوص انواع گريه‏هاى ديگر، منعى وارد نشده است، ولى آن چه كه در آموزه‏هاى قرآنى و روايى بر آن تأكيد شده، همان گريه تقوا و رشد روحانى است. گريه‏اى كه در اين سوى پرده، سوز دل و در آن سوى پرده، آرامش، لذت، ابتهاج و كرامت را به دنبال دارد.1
از ديدگاه قرآن و روايات، اين گريه، داراى خصايص ذيل است:
1. منشأ آن فهم و شعور است؛ گريه رشد روحانى از فهم و شعور سرچشمه مى‏گيرد و از روى تقليد و گمان، جارى نمى‏شود.
قرآن مى‏فرمايد: «اى رسول ما! به امت بگو: شما به اين كتاب ايمان بياوريد يا نياوريد (مرا يكسان است)؛ به درستى كه آنان كه پيش از اين به مقام علم و دانش رسيدند، هرگاه اين آيات برايشان تلاوت شود، همه با كمال خضوع و فروتنى، سر طاعت بر حكم آن فرود آورند و گويند: پروردگار ما، پاك و منزه است؛ البته وعده خداى ما محقق واقع خواهد شد و آنها با چشم گريان سر به خاك عبوديت نهاده، پيوسته بر خوف و ترسشان از خدا مى‏افزايد».2
از اين آيات به روشنى استفاده مى‏شود كه هر كس از علم، فهم و معرفت بالا بهره‏مند باشد، با شنيدن آيات قرآن، به حقايق پى مى‏برد و در اين حال در محضر ربوبى، صورت بر خاك مى‏نهد و با سوز دل، اشك مى‏ريزد؛ به اميد آن كه به اشك چشم او نظرى و عنايتى شود. بنابراين، آن كه نمى‏فهمد، نه سوزى در دل دارد و نه اشكى در چشم.
2. گريه، سرمايه جهاد اكبر، در جنگ با دشمن درونى است. اسلحه انسان، آه و گريه است؛ چنان كه حضرت على عليه‏السلام در دعاى شريف كميل فرموده است: «و سلاحه البكاء». خداوند اين اسلحه كارآمد را به همه داده است؛ ولى افسوس كه قدر و منزلت آن را نمى‏شناسيم.
3. گريه از انعام و تفضلات الهى است؛ خداوند متعال مى‏فرمايد: «آنان، كسانى از پيامبران بودند كه خداوند برايشان نعمت ارزانى داشت؛ از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح بر كشتى سوار كرديم و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كسانى كه آنان را هدايت نموديم و برگزيديم و هرگاه آيات خداى رحمان برايشان خوانده مى‏شد، سجده‏كنان و گريان به خاك مى‏افتادند».3
4. گريه از علائم الهى بودن عبد است. خداوند متعال مى‏فرمايد: «و چون آياتى كه به رسول فرستاده شد، بشنوند، از ديدگان آنان اشك جارى مى‏شود؛ زيرا حقانيت آن چه بر رسول نازل شده، شناخته، گويند: بارالها! ما به رسول تو محمد و كتابت قرآن ايمان آورديم؛ ما را در زمره گواهان صديق او بنويس».4
5. باطنش خنده و شادى است؛ گريه ارزشى، از اسرار الهى است كه در اين سوى پرده، سوز و آتش است؛ ولى در آن سوى پرده، شادى، ابتهاج، لذت و لقاست.

گريه ارزشى در روايات‏
منزلت گريه ارزشى كه همان گريه رشد و تقواى روحانى است، از پاره‏اى روايات، روشن مى‏شود:
1. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «نزديك‏ترين حالت بنده نسبت به پروردگار عزوجل، حالتى است كه او در سجده با گريه است».5
2. امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: «هيچ قطره‏اى نيست كه نزد خداى عزوجل محبوب‏تر باشد از قطره اشك در ظلمت شب كه از خوف خدا باشد و غير از جانب او منظورى نباشد».6
3. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «اگر اشك چشمى نداشتى براى گريستن، حالت تباكى و حزن و اندوه داشته باش».7
برخى از روايات در خصوص گريه بر امام حسين عليه‏السلام عبارتند از:
1. امام معصوم عليه‏السلام فرمود: «هر چشمى در روز قيامت به جهت سختى‏ها، گريان است؛ مگر چشمى كه بر امام حسين عليه‏السلام گريسته باشد؛ اين چشم، خندان و بشاش است».8
2. امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد: «گريه بر امام حسين عليه‏السلام، گناهان بزرگ را محو مى‏كند».9
3. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «كسى كه به ياد امام حسين عليه‏السلام، به مقدار بال مگسى، اشك از چشمانش جارى شود، ثوابش بر خداوند است و خداوند به كمتر از بهشت براى او راضى نمى‏شود».10
با توجه به آن چه كه در حقيقت گريه رشد روحانى و تقوا و نيز فلسفه عزادارى امام حسين عليه‏السلام مطرح است، مى‏توان گفت حكمت گريه بر اباعبدالله عليه‏السلام دو امر مهم و اساسى است كه هر يك به نوبه خود اثر وضعى خاصى بر جاى مى‏گذارند:

1. بُعد اخلاقى‏
چنان كه روشن است، گريه ارزشى در فرهنگ شيعى، گريه‏اى است كه موجب تعالى و رشد روح است و سرچشمه آن معرفت است. گريه بر امام حسين عليه‏السلام، يا به جهت ياد كردن غم و اندوه از دست دادن عاشق حقيقى خداوند متعال است كه تجلى‏گاه اوصاف الهى بود و مؤمنان، بوى گل را از گلاب او استشمام مى‏كردند و يا به دليل عقب‏ماندگى روحى و نداشته‏هاى خود، در مقابل مناقب و فضايل آن بزرگوار و ياران باوفايش مى‏باشد. در واقع، گريه بر اين است كه حبيب‏بن مظاهر كه بود و چه مقامى داشت و من چه مقامى دارم. اشك ريختن بر على‏اكبر، ناله بر خود است كه آن جوان رشيد چه فضايلى را دارا بود و من تا چه اندازه آن خصلت‏ها را دارم و...
اگر گريه ما از اين منشأ دور است، بايد بكوشيم اشك و آه خود را به اين سمت سوق دهيم تا بر اثر آن، روحمان تعالى يابد. در حقيقت، اين گريه، نشان دادن دردى است كه انسان را به حركت و جوشش وامى‏دارد تا خود را به آن درجه از كمالات برسانيم و اين چنين اشكى، انسان‏ساز است.

2. بعد اجتماعى‏
اگر گريه بر اباعبدالله عليه‏السلام، از سر معرفت باشد و منشأ آن نيز بعد اخلاقى اين حركت باشد، قطعاً اين حزن و اندوه، پس از آن كه موجب تحول درونى انسان مى‏گردد، زمينه را براى تحولات اجتماعى فراهم مى‏سازد. وقتى گريه بر امام حسين عليه‏السلام، گريه‏اى در جهت تعالى روح شد و موجب گرديد كه آدمى در فضايل اخلاقى و فردى خود، تأمل و تجديدنظر كند، قطعاً اين تحول درونى، زمينه را براى ساختن اجتماعى در راستاى اهداف متعالى اسلام فراهم خواهد ساخت.
زمانى كه انسان متوجه شد كه حضرت اباعبدالله عليه‏السلام براى چه، چرا و چگونه دست به قيام زد و آن اثر جاودانه را با قلم خون، بر صفحه تاريخ نگاشت، با اين معرفت، بر اثر گريه درونش، متحول مى‏شود و اين تغيير، به جامعه نيز سرايت مى‏كند و جلوى فساد و انحراف دين گرفته مى‏شود و آزادى، جوانمردى و ديندارى، نه تنها در روح فرد تأثير مى‏گذارد، بلكه بر جامعه نيز حكم‏فرما مى‏شود.
به بيان ديگر، در واقع گريه بر اباعبدالله عليه‏السلام، با يك واسطه، زمينه را براى حفظ آرمان‏هاى آن حضرت و پياده كردن آن فراهم مى‏سازد و به همين دليل، مى‏توان گفت كه يكى از حكمت‏هاى گريه بر امام حسين عليه‏السلام، ساختن جامعه، براساس الگوى ارائه شده از سوى اوست و شايد مقصود از جمله «ان الاسلام بدؤه محمدى و بقائه حسينى؛ همانا اسلام شروعش محمدى و بقايش حسينى است»، همين باشد كه بقاى مكتب اسلام - خصوصاً تشيع - وام‏دار گريه بر امام حسين عليه‏السلام است.

1. اصول كافى، ج 2، كتاب‏الدعاء، باب البكاء.
2. اسراء، آيه 107 - 109.
3. مريم، آيه 58.
4. مائده، آيه 83.
5. اصول كافى، ج 2، باب البكاء.
6. همان.
7. مرآة العقول، ج 12، ص 56.
8. الخصائص الحسينيه، ص 140.
9. مسند امام رضا، ج 2، ص 27.
10. بحارالانوار، ج 44، ص 291.

info@porseman.net

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط میرمحمدی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط میرمحمدی | 

A Spartan boy taken for war training in Warner Bros. Pictures' 300

 

اعتراضیه که علیه فیلم توهین آمیز 300 در جریان افتاده است (انگلیسی) - 300 که فیلمی ساخته شده بر مبنای داستانی مصور به همین نام و بقلم Frank Miller است، پیرامون مقاومت گروهی کوچک از سربازان اسپارت در تنگه ترماپولی در مقابل سپاه یک میلیون نفری خشایارشاست که در آن از ایرانیان قومی هیولا منظر و دیو صفت ساخته اند.

300 (2007) Poster

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط میرمحمدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد ، يك شمع روشن كنيد

پیوندهای روزانه
می دانم که می آیی ...
وصال قائم
رسم پرواز
تاسوعا، یک روز مانده به انتهای زمین
منتظرم تا که او برگردد...
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته دوم دی 1378
آرشیو موضوعی
فانوس من! ++++++++++
آئین عزاداری
چگونگی پیدایش دوازده بند محتشم کاشانی (ره )
ورود خرافات به مراسم عزاداری
اين جا كربلاست!
دهه اول ماه محرم
فهم دين در نگاه امام حسين (ع)
محرم تنها یک ماه نیست
مسابقه وبلاگ نویسی
سفير
تاسوعا
با عباس(ع) در حماسة عاشورا
من مسلمانم ...
روز نهم ماه محرم
کربلا
فرات
تاریخچه محرم
اینجا کربلاست...
نمایی از مراسم تاسوعا در ایران
به یاد آخرین نماز امام حسین(ع)
سمفونی خسوف 2
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
هفت اثر جديد موسيقي براي ماه محرم
مقتل خوانی
وصیت نامه امام حسین (ع)
انگيزه هاي قيام حسين(ع)
تاریخ ولادت حضرت امام حسین (ع)
بیعت نکردن با یزید
حرکت حضرت امام حسین (ع) به سمت مکه
ورود آن حضرت به مكه و آمدن نامه‌هاي اهل كوفه
نامه های حضرت امام حسین (ع)
تاریخ عاشورا
عاشورا در نظر ديگران
بيان عدد اولاد حضرت امام حسين عليه السلام
تحریفات در واقعهء تاریخی کربلا
چگونه امت پيامبر(ص) فرزند پيغمبر را كشتند؟
عزادار حقيقي
که تشنگان حرم ، دل به دست او بستند...
انقلاب اسلامي و حماسه عاشورا
فرصت با هم بودن …
هر كدام 100تومان !
تحريفات مدرن عاشورا
مراسم تعزیه
از كتابهاي عاشورايي در حوزه ادبيات داستاني تقدير م
«کتابهای عاشورایی »
حادثه کربلا در مثنوی
دیوان کربلا
سلام بر لب تشنگان سیراب
اميد رستن
شعری از علیرضا قزوه
مركز آسمان 1
مركز آسمان 2
مركز آسمان 3
پوسترهای عاشورایی
شجریان‌و در مدح‌ امام‌ حسین‌ ‌ع‌‌
درخشنده ترین طلوعی ....
درد مشترک
بدون شرح!!!
و من آن روز را انتظار مي‌کشم...
پاسدار نهضت کربلا
عزاداری در خیابان های لندن
حُبّ اهل بيت(عليهم السلام)
محرم تنها یک ماه نیست
سند و فضيلت زيارت عاشورا
تاریخچه ماه صفر
كنگره عاشورا پژوهي در تهران برگزار مي‌شود
هرگز به سردی نمی گراید
معرفی کتاب
معراج خونين حسيني
ظهر عاشورا اثر استاد محمود فرشچیان
داير‌ة‌المعارف 600 جلدي درباره امام حسين(ع)
همایش پیرغلامان آقا امام حسین
حج مقبول
سوگواره تعزیه در استان مرکزی برگزار می شود
و آسمـــــــــان چهـــل روز گـــــــــــريست ....
اربعین حسینی
زیارت امام حسین علیه السلام
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
300 را بایکوت کنید!
معرفی پایگاه اینترنتی
هدف از گريه كردن در مجالس عزادارى چيست؟
کیفیت تشنگی در کربلا
یک روز با مدینه
انتخاب محل دفن پيامبر اسلام(ص) از ديدگاه احاديث
حرم مطهر امام رضا ع
ميلاد مسعود امام جعفر صادق(ع)
نزول آيه «جان نثارى» در شأن امام على بن ابى طالب
هجرت سرنوشت ساز رسول خدا(ص) از مكه به مدينه منوّره
ازدواج حضرت محمد(ص) با حضرت خديجه(س)
ميلاد فرخنده پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص)
ربيع السرور
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد......
یا مقلب القلوب
ماه ربیع الاول
زيور آسمانها و زمينها
مراسم اختتامیه جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم
اینجا هنوز فانوسی روشن است ...
عقل و عشق در قيام حسينى(ع)
رابطه عقل و عشق تا كجا است؟
پیوندها
ماهنامه پرسمان
بانک مجلات ایران
سایت رسمی فروش کتابهای ایران و جهان
ماهنامه راه و ساختمان
وب سایت طراحان پروژه(3dmax-web design-network-poster-architecture)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان