![]() |
![]() |
|
|
چگونگى ارتباط عقل و عشق عرفا در كتب خود رابطه عقل و عشق را به خوبى تبيين كردهاند. از آن جا كه تحليل همه اين آثار ممكن نيست، 1 تنها يك كتاب به اجمال تحليل مىگردد. داستان دلانگيز «حسن و دل» سيبك نيشابورى از روش بهتر و دقت بيشتر بهره مىبرد. از اين رو، تحليل اجمالى آن سودمند است. درباره اين كتاب بايد يادآور شد، عشق واقعى ديدنى و چشيدنى است نه گفتنى. بله، مىتوان راه را نشان داد كه اين هم كار عقل است. بنابراين، عرفا به تمثيل و داستان متوسل شدهاند. «حسن و دل» در قالب داستان نگارش يافته است. سيبك نيشابورى اعضا و جوارح آدمى را كه جهان صغير است، جهان كبير فرض كرده و داستان را در محور دو قهرمان اصلى، دل(فرزند عقل) و حسن(دختر عشق) نگاشته است. عقل پادشاه كشور مغرب تن است و عشق پادشاه مشرق تن كه آب حيات در آن قرار دارد. دل به دنبال چشمه آب حيات است كه در شهر ديدار نهان است و حسن حاكم آن شهر. دل پس از دشوارىهاى فراوان به شهر ديدار مىرسد؛ اما در اين شهر در دستان «غمزه جادو»، سرور تيراندازان حسن، اسير مىشود. آنها در اين گير و دار در مىيابند با هم برادرند و حسن، دختر پادشاه عشق، خواستار دل مىشود. دل نيز با دلالت خيال و نظر به عشق حسن گرفتار مىآيد. عقل با دلالت وزيرش «وهم» دل و نظر و خيال را به زندان مىافكند. نظر خود را رها مىسازد و به شهر ديدار نزد حسن باز مىگردد. در اين ميان بين سپاه عقل و حسن درگيرى روى مىدهد و حسن قلعهها و شهرهاى عقل را تسخير مىكند. عقل، براى مقابله با سپاه حسن، دل را از بند آزاد مىكند؛ او را براى تسخير شهر عشق بدان ديار رهسپار مىسازد و خود در پىاش روان مىشود. حسن از عشق يارى مىجويد. در جنگ، دل اسير حسن مىشود. ابتدا او را به «چاه ذقن» مىافكند و آنگاه با دست تبسم آزاد مىسازد. عقل نيز اسير زلف شده، در سرزمين چين به زنجير كشيده مىشود. بدين ترتيب، مغرب بدن به تصرف مشرق آن در مىآيد. حسن و دل به وصال هم مىرسند؛ اما «غير» كه همان «وهم» در قصه عقل و عشق ابن تركه و قوه واهمه از نظر فلاسفه است، با نيرنگ اين دو را از هم جدا مىسازد و بار ديگر دل در سرزمين فراق در بند مىگردد. در اين ميان، نيرنگ غير آشكار مىشود؛ حسن از كرده خود پشيمان مىشود؛ همت به مدد عقل و دل مىآيد؛ اين بار انديشه جاى جنگ را مىگيرد؛ عشق عقل را به وزارت و دل را به دامادى خود برمىگزيند. «القصه مهر عقل را از چين به شهر بدن رسانيد، عشق را بر مسند وزارت نشاند و همت سپاه به قلعه هجران كشيد و دل را از بند و قيد برهانيد و رقيب را به جاى او بند نهاد و آتش غيرت بر افروخت و غير جادو را بسوخت و از آنجا به شهر ديدار پيوست و ميان حسن و دل عقد وصلت بست.» اين داستان سمبليك و عرفانى ارتباط عقل و عشق را به خوبى بيان مىدارد. دل فرزند عقل رمز و نهاد قلب است كه در قرآن با الفاظى چون «قلب» و «اولو الالباب» و در ادب فارسى به نام «صاحب دل» مورد تأييد قرار گرفته است. دل طالب شناخت و شهود ذات حق تعالى است كه چشمه آب حيات جاودانى انسان است. واقعيت اين است كه عقل در عين حال كه چراغ هدايت است و مسير را روشن مىكند، خطاپذير و مانند پاى چوبين سخت بىتمكين است. دل كه راه اشراق و شهود و عقل قدسى است، از خطا مصون و همواره در پى محبوب و معشوق خويش است. حسن كنايه از آيات و نشانههاى الاهى در درون آدمى است كه براى هدايت وى به وديعت نهاده شدهاند. جنگ و تعقيب در جايى است كه عقل متعارف در بند وهم و استدلال است. اما دل خود را در بند جنگ نمىبيند، عاقبت تمكين مىكند، راه جنگ و تفرقه در مملكت بدن به راه انديشه منتهى مىشود و عشق و عقل همراه مىگردند. عقل وزير عشق مىشود و دل به وصال حسن مىرسد. بدين ترتيب، عقل با عشق منافات ندارد و چون هر دو ارزش وجودى انسان و هديه خداى تبارك و تعالى به اويند، اگر با هم همراه شوند، انسان كامل به مقصد و مقصود خود كه همان سير الى الله و لقاء الله و ديدار يار است، نائل مىآيد. عقل و عشق در قيام حسينى(ع) در جامعه بشرى، افراد عاقل و تيزبين كه با عقل خود راه بشر را روشن كردهاند، كم نيستند؛ اما آنها نتوانستند تمام راه را نشان دهند. بدين دليل است كه ما نيازمند انبيا و اولياى الاهى هستيم؛ بزرگانى كه راه را به وسيله عقل قدسى و عقل برين و عقل حقيقى پيدا كردهاند نه از طريق عقل متعارف. جريان كربلا از جهتى جنگ بين عقل و عشق بود و از جهتى هماهنگى كامل عقل و عشق. بسيارى از مؤمنان و علما و عقلاى زمان امام حسين(ع)، وى را از حضور در صحنه كربلا بازمىداشتند يا به او توصيه مىكردند خاندان خود را در اين سفر بدون بازگشت همراه نبرد. اينان عاقلانى بودند كه به فضائل اخلاقى ايمان داشتند؛ ولى همه امور را بر اساس عقل مصلحت انديش مىسنجيدند و مرگ و آوارگى و اسارت را كه رهاورد اين سفر بود، خوش نداشتند. از جانب ديگر، امام حسين(ع) نيز مرگ و آوارگى و اسارت را مىديد، اما او عاشق بود؛ به نداى «ارجعى الى ربك» پاسخ مىداد و به وسوسههاى عقل دورانديش توجه نداشت. امام حسين(ع) كه در مرحله عشق حقيقى در حق تعالى مستغرق بود، دفاع از حق را تنها در مرگ و آوارگى و اسارت خود و خاندانش مىديد؛ و چنين هم كرد. حافظ مىگويد: هشدار كه گر وسوسه عقل كنى گوش اين همان جهاد اكبر است كه نبرد عقل متعارف و عشق حقيقى نيز خوانده مىشود. جهاد اكبر به معناى جانبازى در ميدان عشق براى رسيدن به ديدار يار است.
پىنوشت: 1. رساله عقل و عشق، سعدى، چاپ شده ضمن كليات سعدى، تصحيح فروغى، ص 888 - 891؛ عقل و عشق يا مناظرات خمس، ابن تركه، تصحيح اكرم جودى نعمتى، دفتر ميراث مكتوب؛ مقامات عقل و عشق، خواجه عبدالله انصارى، اين كتاب در مجموعه سه روايت از حكايت عشق به اهتمام فرزانه نيكوكارى به وسيله انتشارات طهورى چاپ شده است؛ فى حقيقه العشق يا مونس العشاق، شيخ اشراق، چاپ شده در همان، ص 29 - 53 و همچنين مجموعه آثار شيخ اشراق، جلد سوم؛ رساله حسن و دل، محمد بن يحيى سيبك نيشابورى، به كوشش دكتر غلامرضا فرزانهپور. 2. بحارالانوار، ج 41، ص 295. 3. آيتالله جوادى آملى، همان و بنيان مرصوص امام خمينى، ص 38 - 69. 4. الانسان الكامل، ص 114 و 115. 5. بحارالانوار، ج 45، ص 115 و 116. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط میرمحمدی |
|
|
اینجا هنوز فانوسی روشن است ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 فروردین1386ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط میرمحمدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد ، يك شمع روشن كنيد
|
| پیوندهای روزانه |
|
می دانم که می آیی ... وصال قائم رسم پرواز تاسوعا، یک روز مانده به انتهای زمین منتظرم تا که او برگردد... آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
ماهنامه پرسمان بانک مجلات ایران سایت رسمی فروش کتابهای ایران و جهان ماهنامه راه و ساختمان وب سایت طراحان پروژه(3dmax-web design-network-poster-architecture) |
|
RSS
|