تبليغاتX
آواز باران - رابطه عقل و عشق تا كجا است؟
 

آواز باران

 


‏‏مشورت باعقل كردم گفت حافظ مِى بنوش
ساقيا مِى ده به قول مستشار مؤتمن‏


رابطه عقل و عشق تا كجا است؟ امام حسين(ع) روز عاشورا كارى عاقلانه انجام داد يا عاشقانه؟ آيا در جنگ موارد غيرقابل درك عقلى وجود داشت؟ اگر واقعاً اين طور است، ملاك‏هاى اين نوع پديده‏ها چيست؟ 
عقل متعارف و عشق حقيقى در مراحل اوليه با يكديگر درگير مى‏شوند؛ اما سالك در مراحل نهايى عقل متعارف راكنار مى‏گذارد و به عقل برين مى‏رسد. در اين مرحله، عقل كاملاً با عشق هماهنگ مى‏شود. نمونه كامل اين هماهنگى را در قيام حسينى مى‏بينيم. بنابراين، مناسب مى‏نمايد در اين مجال هر چند به اختصار چگونگى ارتباط عقل و عشقِ سالك راه يافته به كوى دوست بررسى شود.


چگونگى ارتباط عقل و عشق‏
عرفا در كتب خود رابطه عقل و عشق را به خوبى تبيين كرده‏اند. از آن جا كه تحليل همه اين آثار ممكن نيست، 1 تنها يك كتاب به اجمال تحليل مى‏گردد.
داستان دل‏انگيز «حسن و دل» سيبك نيشابورى از روش بهتر و دقت بيش‏تر بهره مى‏برد. از اين رو، تحليل اجمالى آن سودمند است. درباره اين كتاب بايد يادآور شد، عشق واقعى ديدنى و چشيدنى است نه گفتنى. بله، مى‏توان راه را نشان داد كه اين هم كار عقل است. بنابراين، عرفا به تمثيل و داستان متوسل شده‏اند. «حسن و دل» در قالب داستان نگارش يافته است. سيبك نيشابورى اعضا و جوارح آدمى را كه جهان صغير است، جهان كبير فرض كرده و داستان را در محور دو قهرمان اصلى، دل(فرزند عقل) و حسن(دختر عشق) نگاشته است. عقل پادشاه كشور مغرب تن است و عشق پادشاه مشرق تن كه آب حيات در آن قرار دارد. دل به دنبال چشمه آب حيات است كه در شهر ديدار نهان است و حسن حاكم آن شهر. دل پس از دشوارى‏هاى فراوان به شهر ديدار مى‏رسد؛ اما در اين شهر در دستان «غمزه جادو»، سرور تيراندازان حسن، اسير مى‏شود. آن‏ها در اين گير و دار در مى‏يابند با هم برادرند و حسن، دختر پادشاه عشق، خواستار دل مى‏شود. دل نيز با دلالت خيال و نظر به عشق حسن گرفتار مى‏آيد. عقل با دلالت وزيرش «وهم» دل و نظر و خيال را به زندان مى‏افكند. نظر خود را رها مى‏سازد و به شهر ديدار نزد حسن باز مى‏گردد. در اين ميان بين سپاه عقل و حسن درگيرى روى مى‏دهد و حسن قلعه‏ها و شهرهاى عقل را تسخير مى‏كند. عقل، براى مقابله با سپاه حسن، دل را از بند آزاد مى‏كند؛ او را براى تسخير شهر عشق بدان ديار رهسپار مى‏سازد و خود در پى‏اش روان مى‏شود. حسن از عشق يارى مى‏جويد. در جنگ، دل اسير حسن مى‏شود. ابتدا او را به «چاه ذقن» مى‏افكند و آنگاه با دست تبسم آزاد مى‏سازد. عقل نيز اسير زلف شده، در سرزمين چين به زنجير كشيده مى‏شود. بدين ترتيب، مغرب بدن به تصرف مشرق آن در مى‏آيد.
حسن و دل به وصال هم مى‏رسند؛ اما «غير» كه همان «وهم» در قصه عقل و عشق ابن تركه و قوه واهمه از نظر فلاسفه است، با نيرنگ اين دو را از هم جدا مى‏سازد و بار ديگر دل در سرزمين فراق در بند مى‏گردد. در اين ميان، نيرنگ غير آشكار مى‏شود؛ حسن از كرده خود پشيمان مى‏شود؛ همت به مدد عقل و دل مى‏آيد؛ اين بار انديشه جاى جنگ را مى‏گيرد؛ عشق عقل را به وزارت و دل را به دامادى خود برمى‏گزيند.
«القصه مهر عقل را از چين به شهر بدن رسانيد، عشق را بر مسند وزارت نشاند و همت سپاه به قلعه هجران كشيد و دل را از بند و قيد برهانيد و رقيب را به جاى او بند نهاد و آتش غيرت بر افروخت و غير جادو را بسوخت و از آن‏جا به شهر ديدار پيوست و ميان حسن و دل عقد وصلت بست.»
اين داستان سمبليك و عرفانى ارتباط عقل و عشق را به خوبى بيان مى‏دارد. دل فرزند عقل رمز و نهاد قلب است كه در قرآن با الفاظى چون «قلب» و «اولو الالباب» و در ادب فارسى به نام «صاحب دل» مورد تأييد قرار گرفته است. دل طالب شناخت و شهود ذات حق تعالى است كه چشمه آب حيات جاودانى انسان است. واقعيت اين است كه عقل در عين حال كه چراغ هدايت است و مسير را روشن مى‏كند، خطاپذير و مانند پاى چوبين سخت بى‏تمكين است. دل كه راه اشراق و شهود و عقل قدسى است، از خطا مصون و همواره در پى محبوب و معشوق خويش است. حسن كنايه از آيات و نشانه‏هاى الاهى در درون آدمى است كه براى هدايت وى به وديعت نهاده شده‏اند. جنگ و تعقيب در جايى است كه عقل متعارف در بند وهم و استدلال است. اما دل خود را در بند جنگ نمى‏بيند، عاقبت تمكين مى‏كند، راه جنگ و تفرقه در مملكت بدن به راه انديشه منتهى مى‏شود و عشق و عقل همراه مى‏گردند. عقل وزير عشق مى‏شود و دل به وصال حسن مى‏رسد. بدين ترتيب، عقل با عشق منافات ندارد و چون هر دو ارزش وجودى انسان و هديه خداى تبارك و تعالى به اويند، اگر با هم همراه شوند، انسان كامل به مقصد و مقصود خود كه همان سير الى الله و لقاء الله و ديدار يار است، نائل مى‏آيد.

عقل و عشق در قيام حسينى(ع)
در جامعه بشرى، افراد عاقل و تيزبين كه با عقل خود راه بشر را روشن كرده‏اند، كم نيستند؛ اما آن‏ها نتوانستند تمام راه را نشان دهند. بدين دليل است كه ما نيازمند انبيا و اولياى الاهى هستيم؛ بزرگانى كه راه را به وسيله عقل قدسى و عقل برين و عقل حقيقى پيدا كرده‏اند نه از طريق عقل متعارف. جريان كربلا از جهتى جنگ بين عقل و عشق بود و از جهتى هماهنگى كامل عقل و عشق.
بسيارى از مؤمنان و علما و عقلاى زمان امام حسين(ع)، وى را از حضور در صحنه كربلا بازمى‏داشتند يا به او توصيه مى‏كردند خاندان خود را در اين سفر بدون بازگشت همراه نبرد. اينان عاقلانى بودند كه به فضائل اخلاقى ايمان داشتند؛ ولى همه امور را بر اساس عقل مصلحت انديش مى‏سنجيدند و مرگ و آوارگى و اسارت را كه رهاورد اين سفر بود، خوش نداشتند. از جانب ديگر، امام حسين(ع) نيز مرگ و آوارگى و اسارت را مى‏ديد، اما او عاشق بود؛ به نداى «ارجعى الى ربك» پاسخ مى‏داد و به وسوسه‏هاى عقل دورانديش توجه نداشت. امام حسين(ع) كه در مرحله عشق حقيقى در حق تعالى مستغرق بود، دفاع از حق را تنها در مرگ و آوارگى و اسارت خود و خاندانش مى‏ديد؛ و چنين هم كرد. حافظ مى‏گويد:

هش‏دار كه گر وسوسه عقل كنى گوش‏
آدم صفت از روضه رضوان به درآيى‏
تا فضل و عقل بينى بى‏معرفت نشينى‏
يك نكته‏ات بگويم خود را مبين كه رستى‏
در كارخانه‏اى كه ره عقل و فضل نيست‏
فهم ضعيف اى فضولى چرا كند؟

اين همان جهاد اكبر است كه نبرد عقل متعارف و عشق حقيقى نيز خوانده مى‏شود. جهاد اكبر به معناى جانبازى در ميدان عشق براى رسيدن به ديدار يار است.
در اين موقعيت، كسانى كه در حصار عقل متعارف گرفتار بودند و با برهان و استدلال قدم بر مى‏داشتند، مى‏گفتند: در شرايطى كه يار و ياور نيست و دشمن در اوج اقتدار است، بايد تقيه كرد و سكوت؛ اما در نظر امام حسين(ع) كه از اين حصار بيرون رفته و به مرحله عقل برين و قدسى رسيده بود، عقل و عشق يك فتوا مى‏دادند: در حريم دفاع از محبوب بايد از جان و فرزند و خاندان گذشت؛ و اين تفسير سخن امير مؤمنان(ع) است. آن حضرت، وقتى در جريان جنگ صفين به سرزمين كربلا رسيد، فرمود: «اين‏جا اقامتگاه سواران و آرامگاه عاشقان شهيد است.»2
آرى، در قيام حسينى عقل متعارف متحير است و فتوا به سكوت مى‏دهد؛ اما عقل برين و قدسى كه به قله عشق و شهود رسيده، با محاسبه دقيق و ارزيابى كامل، راه درست را از نادرست به احسن وجه تشخيص مى‏دهد و هرگز در بند عقل متعارف كه در حقيقت همان وهم است؛ محدود و محصور نمى‏شود.
امروزه بر همگان روشن است كه اگر امام حسين(ع) نصيحت عاقلان آن روز را مى‏پذيرفت، از اسلام تنها اسمى باقى مانده بود؛ واقعيت و حقيقت آن در بند بنى اميه اسير مى‏شد و به دست ما نمى‏رسيد؛ فداكارى حسينى كه آميختگى عشق و عقل برين بود، اسلام را از خطر نابودى و سقوط به دست اراذل بنى اميه محفوظ داشت؛ زيرا عقل در قلمرو عشق به محاسبه و برنامه ريزى پرداخت و راه را از چاه نشان داد؛ و اين است معناى هماهنگى عقل و عشق در قيام حسينى.
امام راحل و سلحشوران جبهه‏هاى نور نيز رشحه‏اى از رشحات عشق حسينى را با خود همراه داشتند. عقل متعارف نه تنها آن‏ها را از راه خود باز مى‏داشت، بلكه شماتت هم مى‏كرد؛ اما عشق و عقل برين آن‏ها را راه مى‏برد. اگر عشق الاهى نبود، هيچ‏گاه انقلاب اسلامى به ثمر نمى‏رسيد و هيچ‏گاه جنگ و دفاع مقدس نتيجه نمى‏داد؛ زيرا هيچ گاه عقل به رفتن روى مين فتوا نمى‏دهد. عشق است كه از خودگذشتگى را نزديك‏ترين طريق رسيدن به «لقاءاللّه» مى‏داند. از خودگذشتگى‏اى كه در عين حال با محاسبه دقيق براى فتح و پيروزى اسلام همراه است. 3 نسفى مى‏گويد: «اى درويش، عشق براق سالكان و مركب روندگان است. هر چه عقل به پنجاه سال اندوخته باشد، عشق در يك دم آن جمله را بسوزاند و عاشق را پاك و صافى گرداند. سالك به صد چله آن مقدار سير نتواند كرد كه عاشق در يك طرفة العين كند. از جهت آن‏كه عاقل در دنيا است و عاشق در آخرت است و نظر عاقل در سير به قدم عاشق نرسد.»4
آرى، بهترين تفسير از واقعه عاشورا از زبان عقل برين و عشق كامل حضرت زينب كبرا(س) شنيده شد. ابن زياد به روش جبرگرايان كردار خود و سربازانش را به خدمت نسبت داد و گفت: «چگونه ديدى كارى كه خدا با برادر و خاندانت انجام داد؟» حضرت زينب فرمود: «ما رايتُ الا جميلاً، هولاء قوم كتب الله عليهم القتل فبرزوا الى مضاجعهم؛ جز خوبى چيزى نديدم. آن‏ها گروهى بودند كه خداى سرنوشتشان را شهادت قرار داده بود و به خوابگاه ابدى خود رفتند.»5 اين سخن تنها بر زبان كسانى جارى مى‏شود كه سوار بر مركب عشق قله‏هاى كمال را در نورديده‏اند. شيخ اشراق مى‏گويد:


گر عشق نبودى و غم عشق نبودى‏
صدها سخن نغز كه گفتى كه شنودى؟
گر باد نبودى كه سر زلف ربودى‏
رخساره معشوق به عاشق كه نمودى؟


كربلا و عاشورا نهايت زيبايى است و دست عقل متعارف از ادراك سِرّ جاودانگى آن كوتاه است؛ چنان كه عطار مى‏گويد:


عقل كجا پى برد شيوه سوداى عشق
باز نيابى به عقل سِرّ معماى عشق
خاطر خيّاط عقل گرچه بسى بخيه زد
هيچ قبايى ندوخت لايق بالاى عشق‏


اسرار نور عشق در گنجينه‏اى است كه تنها «طائفة اللَّه» از آن با خبرند. «طائفة اللَّه» همان اهل ولايتند كه به نور متابعت حضرت قرآن و عترت، آيينه عقل را از ظلمات طبيعت پاك كرده و از پوسته وهم و خيال در آورده‏اند. آن‏ها عقل پاك و قدسى را كه هيچ غبارى در آن نيست، وزير دادگر وجود خود قرار داده‏اند و به نور آن، به بالاترين مدارج رسيده‏اند؛ و اين مرحله‏اى است كه فقط در سايه عنايت امام هر زمان حاصل مى‏شود. عاشوراييان و كربلاييان در سايه نور حسينى به اين مقام رسيدند. اين مقام مختص كسانى است كه عشق برين و عقل قدسى را با هم جمع كرده‏اند.


پى‏نوشت:

1. رساله عقل و عشق، سعدى، چاپ شده ضمن كليات سعدى، تصحيح فروغى، ص 888 - 891؛ عقل و عشق يا مناظرات خمس، ابن تركه، تصحيح اكرم جودى نعمتى، دفتر ميراث مكتوب؛ مقامات عقل و عشق، خواجه عبدالله انصارى، اين كتاب در مجموعه سه روايت از حكايت عشق به اهتمام فرزانه نيكوكارى به وسيله انتشارات طهورى چاپ شده است؛ فى حقيقه العشق يا مونس العشاق، شيخ اشراق، چاپ شده در همان، ص 29 - 53 و همچنين مجموعه آثار شيخ اشراق، جلد سوم؛ رساله حسن و دل، محمد بن يحيى سيبك نيشابورى، به كوشش دكتر غلامرضا فرزانه‏پور.
2. بحارالانوار، ج 41، ص 295.
3. آيت‏الله جوادى آملى، همان و بنيان مرصوص امام خمينى، ص 38 - 69.
4. الانسان الكامل، ص 114 و 115.
5. بحارالانوار، ج 45، ص 115 و 116.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط میرمحمدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد ، يك شمع روشن كنيد

پیوندهای روزانه
می دانم که می آیی ...
وصال قائم
رسم پرواز
تاسوعا، یک روز مانده به انتهای زمین
منتظرم تا که او برگردد...
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته دوم دی 1378
آرشیو موضوعی
فانوس من! ++++++++++
آئین عزاداری
چگونگی پیدایش دوازده بند محتشم کاشانی (ره )
ورود خرافات به مراسم عزاداری
اين جا كربلاست!
دهه اول ماه محرم
فهم دين در نگاه امام حسين (ع)
محرم تنها یک ماه نیست
مسابقه وبلاگ نویسی
سفير
تاسوعا
با عباس(ع) در حماسة عاشورا
من مسلمانم ...
روز نهم ماه محرم
کربلا
فرات
تاریخچه محرم
اینجا کربلاست...
نمایی از مراسم تاسوعا در ایران
به یاد آخرین نماز امام حسین(ع)
سمفونی خسوف 2
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
هفت اثر جديد موسيقي براي ماه محرم
مقتل خوانی
وصیت نامه امام حسین (ع)
انگيزه هاي قيام حسين(ع)
تاریخ ولادت حضرت امام حسین (ع)
بیعت نکردن با یزید
حرکت حضرت امام حسین (ع) به سمت مکه
ورود آن حضرت به مكه و آمدن نامه‌هاي اهل كوفه
نامه های حضرت امام حسین (ع)
تاریخ عاشورا
عاشورا در نظر ديگران
بيان عدد اولاد حضرت امام حسين عليه السلام
تحریفات در واقعهء تاریخی کربلا
چگونه امت پيامبر(ص) فرزند پيغمبر را كشتند؟
عزادار حقيقي
که تشنگان حرم ، دل به دست او بستند...
انقلاب اسلامي و حماسه عاشورا
فرصت با هم بودن …
هر كدام 100تومان !
تحريفات مدرن عاشورا
مراسم تعزیه
از كتابهاي عاشورايي در حوزه ادبيات داستاني تقدير م
«کتابهای عاشورایی »
حادثه کربلا در مثنوی
دیوان کربلا
سلام بر لب تشنگان سیراب
اميد رستن
شعری از علیرضا قزوه
مركز آسمان 1
مركز آسمان 2
مركز آسمان 3
پوسترهای عاشورایی
شجریان‌و در مدح‌ امام‌ حسین‌ ‌ع‌‌
درخشنده ترین طلوعی ....
درد مشترک
بدون شرح!!!
و من آن روز را انتظار مي‌کشم...
پاسدار نهضت کربلا
عزاداری در خیابان های لندن
حُبّ اهل بيت(عليهم السلام)
محرم تنها یک ماه نیست
سند و فضيلت زيارت عاشورا
تاریخچه ماه صفر
كنگره عاشورا پژوهي در تهران برگزار مي‌شود
هرگز به سردی نمی گراید
معرفی کتاب
معراج خونين حسيني
ظهر عاشورا اثر استاد محمود فرشچیان
داير‌ة‌المعارف 600 جلدي درباره امام حسين(ع)
همایش پیرغلامان آقا امام حسین
حج مقبول
سوگواره تعزیه در استان مرکزی برگزار می شود
و آسمـــــــــان چهـــل روز گـــــــــــريست ....
اربعین حسینی
زیارت امام حسین علیه السلام
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
300 را بایکوت کنید!
معرفی پایگاه اینترنتی
هدف از گريه كردن در مجالس عزادارى چيست؟
کیفیت تشنگی در کربلا
یک روز با مدینه
انتخاب محل دفن پيامبر اسلام(ص) از ديدگاه احاديث
حرم مطهر امام رضا ع
ميلاد مسعود امام جعفر صادق(ع)
نزول آيه «جان نثارى» در شأن امام على بن ابى طالب
هجرت سرنوشت ساز رسول خدا(ص) از مكه به مدينه منوّره
ازدواج حضرت محمد(ص) با حضرت خديجه(س)
ميلاد فرخنده پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص)
ربيع السرور
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد......
یا مقلب القلوب
ماه ربیع الاول
زيور آسمانها و زمينها
مراسم اختتامیه جشنوارۀ الکترونیکی پیامبر اعظم
اینجا هنوز فانوسی روشن است ...
عقل و عشق در قيام حسينى(ع)
رابطه عقل و عشق تا كجا است؟
پیوندها
ماهنامه پرسمان
بانک مجلات ایران
سایت رسمی فروش کتابهای ایران و جهان
ماهنامه راه و ساختمان
وب سایت طراحان پروژه(3dmax-web design-network-poster-architecture)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان